|
امروزززززززززززز
سلام
امروز روزی بود که عشقم قرار بود بیاد پیشم بعد ۱سال و ۳ ماه میخواستم ببینمش ولی به قوله خودش
نامهربونی کردم ولی خداشاهده برا خودش گفتم اگه گفتم نیای فقط برا خودت بود میتونستی بعد از
اینکه برگردی تحمل کنی میتونستی وقتی دیدی منو بازم بی من باشی؟ به جرات میتونم بگم نههههه
نمیتونستی نمیتونستی موقع که بهم نیاز داشتی موقعی که میخواستی تو چشمام نگا کنی نباشم
که نگا کنی نههههههههههه نمیتونستی تحمل کنی کاش میفهمیدی کاش نمیرفتی کاش میدونستی
هنوزم که اسمت میاد اشکم در اد کاش به حرفای خودت اعتماد داشتی چی میشد برام مهم نبودی اگه
این طوری بود الان پیشم بودی امروز کنارم بودی نمیدونم شاید تو راست میگی من بدم من نا مهربونم
من دوست داشتنمو ثابت نکردم نمیدونمممم فقط بدوننننننننننننننن هنوزم دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
دارمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
† |
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385
، ساعت 21:8
توسط دختر عاشق
|
|