تبليغاتX
عاشق ترین دختر دنیا عاشق ترین دختر دنیا
 
..:: درباره من و وبلاگم ::..

سلام به وبلاگ دختر عاشق خووش اومدی مرسی اااا دیگه چی بگم؟ اها میاین این همه زحمت میکشین بی نظر بری؟ حیف نیست خودت بگو حیفه دیگه خوب پس میذاری یه نظر دیگه
دیگه چی؟ سلامتی شما
بازم مرسی که اومدی


..:: منوهای اصلی وبلاگ ::..

¤ صفحـه اول وبـلاگ عاشق ترین دختر دنیا
¤ پست الکترونيک عاشق ترین دختر دنیا
¤ آرشيــو وبلاگ عاشق ترین دختر دنیا
¤ قــرار دادن وبــلاگ در Home Page
¤



..:: نوشته های پیشین ::..

مهر 1386
شهریور 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
شهریور 1385


..:: پیوندهای روزانه ::..

قالب با عنوان گلناز برای بلاگفا 


آرشیو پیوندهای روزانه



..:: پیوندهای وبلاگ ::..

((غمکـده یـک مــرد...هادی عزیزم)) 
  ((ورود ممنوع فاطیمای گلم)) 
  ((سلام ......سارا خانوم)) 
  ((شمیم عشق.....پریساجوون)) 
  ((عشق سرد.......اقا نوید)) 
  ((مای انجل.........اقا شایان)) 
  ((همیشه عاشق... شیرین گلم)) 
 


سلام سلام ۱۰۰ تا سلام خوبین خوشین سلامتین؟من چه طورم؟؟؟؟ای بدک نیستم خوفم

چه خبرا؟؟؟؟؟؟؟ خوش میذگره؟خدا رو شکرببین چه دختر خوبی شدم زود اپ کردماا (افریننبه

افتخارم بزن اون دست خوشگله رو)

پاییزم اومد فصلی که من خیلی دوسش دارم(دهههه نخیر اصلا به خاطره اینکه من خودم متولد این

فصلم نیست فکر بی خود نکن)تابستونم به یه دلیلی دوست دارم (هر چی دوس داری چپ چپ

نگاه کن عمرنات پتاسیم دلیلشو بگم)اگه خواستی خودت بحدس افرین جایزتم محفوظ میمونه

(ببین چه دست و دلبازمم)

ولی الان من کمی دپماخه عزیزم رفته سربازی اون که هیچ بعدشم همون که دعا میکردیم تهران

بیفته که نیفتاد اونم هیچ رفته تو عراققققققولی عیبی نداره به جاش سربازیش کمتره خوفبع 

دیگه هیچی اهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا یه خبر خیلی خیلی مهمممممممممممم

میدونم با شنیدنش کلی ژر در میاریتا ۹ روز دیگه میفهمی یه کم بصبر بابا دهههههادم خوبه به

حس کنجکاویش یعنی همون فضولیش رو نده این طوری فضول درد میگیرهدهههه تو خنوز نمیدونی

فضول درد چیه همون دردیه که تو این وبلاگ بهش بار ها و بارها دچار شدیاره افرین گرفتی؟؟؟؟؟؟

اینم جایزت 

خوب دیگه زیادی حرفیدم البته حرفای من انقزه شیریننکه شماها فقط لذت میبرینناره

دیگههههههههه(ببین من اصلا دختری نیستم که از خودم بتعریفمااااااااااااااا)ولی خوب شد از این

دخترا نیستمخوب این دختر خوب باید دیگه رفع زحمت کنه وخیلی هم از دیدنتون تو وبلاگش

خوشحال میشهههههههه حالا دوست داری یه نظرم بزار(حالا که میای نظر نظر بزار دیگه)این جمله

مهربونانه همون عبارت گرنبهایی که میگههههههههههههههههههگوش کننننننننننننننننن(جرات

داری نظر نزاررررررررررررر) شوخی کردم

در پناه حق موفق پاینده باشی...

پاورقیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی:

برای به سلامت برگشتن عزیزم دعا کنین لطفاااا

 

  |  نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386 ، ساعت 11:42  توسط دختر عاشق   |   


من اومدمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
سلامممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم  خوبین خوشین

سلامتین؟خوش وگذره؟؟؟؟؟؟؟؟؟ وایییییییییی وبلاگم چه درد و خاکی گرفته هاخوب حق داره طفلک این

همه وقته بهش سر نزدم الهی قربونت بره مادررررر

خوب بابا چرا میزنیننننننننننن من تازه اومدم خسته بزارین یه لحظه خوب چه خبرا چه کارا چه چیزا

میدونم  نگید دلم اتیش میگیرهه میدونم بدون وبلاگ من اصلا نمیتونین بیاین سراغ وبلاگ گردی

میدونم  (ببین چه رویی داره هااا)حالا مژده میدم وبلاگم رو به روز کردمممممم(چه اتفاقه مهمی)

خوب بزارین بگم دلایل غیبتم رو راستی میخواین بشنوین اصلا؟؟مهم نیست چه بخواین چه

نخواین باید بشنوین چون من برای الان دیگه مطبی ندارم که بزارمنتیجه اخلاقی از این جملات اخر

میشه چی؟؟؟؟ همون جمله معروف مشهور و مهم تر از همهههههه گرانبهااااا که میگه؟؟؟؟؟؟؟؟ (ما از

نظرات شما بهره کامل را بردههه و نهایت استفاده رو میبریم )که تو همه جاها میگن ولی همه که

مثل من این کا رو نمیکننخوب اصلا چی میخواستم بگم اهاااااااااااا دلایل غیبتم رو ولی الان هر

چی میکنم میبینم اصلا غیبته من به کسی نمیربطه(همون ربطی ندارست بابا چرا چش غره میری فکر

کنی معنی کلماته منو میمتوجهی)ولی چون مطالب میفوراند باید بگم دیگههههههه

 

دلایل غیبت وبلاگ نویس قهاررر(همون افعال معکوس برره  بیده ها)

۱-این وبلاگ نویس محترم درس داره زندگ داره کار داره بیکار که نیس که هست

۲-بنده باید حداقل یکم برم مثلا بدرسم (همون درس بخونم)مثلاااااااااا یعنی فیگوره درس خوندن بیام که

برای ساله بعدم خوبه

۳-من این چند وقت از همه نوع مراسم دیدم از عروسی و نامزدی و ازدواج  خدا کنه همیشه همینا باشه

تا خدا اونروز رو نیاره مرگ و مجلس ختم برا همین حوصله نداشته بیدم بیام باپم

بسه دیگهههههههههههههههه زیادی کنجکاویتون رفته بالا هااااااااااا

خوب دیدن تو عروسیا یه سری ادما رو به زور میارن وسط بعد با التماس و خواهش به زورم

میشندوننشون (بابا یه دقیقه بصبر بگم ربطش چیه دههههههههههههههه) شده قضیه منبه زور ا

ومدم اپ کنم باید بزورم بیرونم کنین چون اگه همین جوری بپیشه تا فردا که سهله تا فردا و یه ساعت

دیگه ی فردا میحرفم (هههه دختره لوس)خوب دیگه چرا دمپایی میگیری بالا خوب خوب من رفتم

خودم امری فرمایشی سخنی کلامی حرفی دیگه ندارمشما هم میدونم میخواین همین الان بدویین

برین نظر بدین بهترین کاریه که میتونین انجام بدین

خوب همه شما مهربونا رو میسپارم به دست خدای مهربون

یا حق

پااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااورقی:

از همه بچه هایی که اومدن نظر دادن واقعا ممنون این رو جدی میگم واقعا از نظرتو بهره مهند میشم

 

 

 

  |  نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 ، ساعت 15:44  توسط دختر عاشق   |   


مامان بزرگ گلناز فوت شد
سلام . حالتون خوبه ؟ من هادی هستم دوست گلناز

خواستم بگم مادر بزرگش فوت کرده . برا شادی روحش فاتحه بخونین

فقط خواستم همینو بگم. موفق باشین.

 

  |  نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386 ، ساعت 7:3  توسط دختر عاشق  


1/1/86
سلامممممممممم به همه دوستان خوبم خوبین خوشین سلامتین؟ عیدتون مبارک امیدوارم سال خوب و پر باری داشته باشین همونی که میخواین و به صلاحتونه برسین چیه چرا حوصلت سر رفت خیلی مادربزرگی شده؟یه سال گذشت با همه خوبی ها و بدیهاش همه میگن گذشته ها گذشت بهش فکر نکنیم یعنی همین الان خودمم می خواستم همینو بگم ولی یه لحظه صبر کن یه لحظه فکر کن ببین اگه یه جاش بد بوده چرااا؟ دلیلش چی بوده  برای اینکه دیگه تکرار نکنیش اگرهم خوب بوده بازم دنباله علتش باش تا همیشه انجامش بدین نمیخوام نصیحت کنم یعنی قد این حرفا نیستم ولی به این حرفا فکر کن خوب چرا نشستی بر وبرو منو نگا میکنی اشو برو فکر کن دیگه منم برم اصلا فکر اینکه مطلب کم اوردم به ذهنت نزنه که این خبرا نیست(فکر نکن مطمئن باش)

پس تا بعد یا حق

پاروقی:

این مطلب اول عید نوشتم (خوب که چی)هویجوری گفتم بعدشم من مامانی جونم مریضه براش دعا کنین  فعلا

 

  |  نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386 ، ساعت 16:15  توسط دختر عاشق   |   


من اومدم

سلام خوبین خوشبین سلامتین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب خوب یواش میدونم میدونم دیر به دیر اپ

میکنم حالا بزارین بیام عرقم خشکشه بعد بگین چرا؟ اخه این هفته عشقم تصادف کرده بود اصلا دل و دماغ اپ نداشتم الانم خدا رو شکر بهتر

حالا شما چطورین خوبین خوش میگذره خوب خدا رو شکرباشه بابا الان در میرم سر موضوع

اپ بچه که زدن نداره

این اپم در مورد بهتریناست چی یعنی چی خوب دارم میگم دیگه

بهترین بخشش:انست که منتظر تشکر نباشی

بهترین عادت:انست که همیشه در سلام پیش دستی کنی

بهترین خصلت:انست که هیچ کس را نرنجانی

بهترین قدر دانی:انست که به عمل باشد نه به زبان

بهترین خداحافظی:انست که حتما سلامی در پی داشته باشد

بهترین عشق:انست که دو طرفه باشد(مث عشقه من)

بهترین مجله یا کتاب:انست که که ذرهای هم شده تورا امیدوار کند

بهترین شغل:انست که از انجامش لذت ببری

بهترین غذا :انست که با دل خوش خورده شود

بهترین پول:انست که از راه حلال در اورده شود

بهترینپدر و همسر:انست که خانواده در کنارش احساس امنیت کند(خوب معلومه دیگه)

بهترین مادر و همسر: انستکه تنها بتوانی چند ساعت نبودش را تحمل کنی نه بیشتر

بهترین فرزند :انست که به وی افتخار کنی

بهترین دوست:انست که با او راحت باشی وهرلظه بخواهی بتوانی با او حرف بزنی

بهترین ترانه :انست که تو را به یاد خاطره ای خوش بیندازد

بهترین مسافرت :انست که همیشه ارزوی تکرارش را داشته باشی

بهترین هدف: انست که قابل دسترسی باشد

بهترین حادثه :انست که زندگیت را متحول کند

و بالاخره بهترین انسان :انست که به خدامعتقد باشد و بداند انچه بر او پیش امده یا میاید به صلاح اوست و این خدا میداند و بس

خداییشن به این اخری فکر کن

وچه طور بود؟ ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نظر بدیاااا یادت نره

توجه:

از تمامی دوستانی که بهم لطف داشتن اومدن نظر دادن ممنونم مخصوصاهادی گلم و رودابه نازنینم   کسری هوی عزیزم و مهتاب جونم دوست بسیار خوبم ونازنین گلم  و پریسای گلم واقعا از همشون ممنون و سپاسگزارم

 

 

 

  |  نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 ، ساعت 19:3  توسط دختر عاشق   |   


دوست دارم

 

  |  نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 ، ساعت 19:10  توسط دختر عاشق   |   


امروزززززززززززز
سلام

امروز روزی بود که عشقم قرار بود بیاد پیشم بعد ۱سال و ۳ ماه میخواستم ببینمش ولی به قوله خودش

نامهربونی کردم ولی خداشاهده برا خودش گفتم اگه گفتم نیای فقط برا خودت بود میتونستی بعد از

اینکه برگردی تحمل کنی میتونستی وقتی دیدی منو بازم بی من باشی؟ به جرات میتونم بگم نههههه

نمیتونستی نمیتونستی موقع که بهم نیاز داشتی موقعی که میخواستی تو چشمام نگا کنی  نباشم

که نگا کنی نههههههههههه نمیتونستی تحمل کنی کاش میفهمیدی کاش نمیرفتی کاش میدونستی

هنوزم که اسمت میاد اشکم در اد کاش به حرفای خودت اعتماد داشتی چی میشد برام مهم نبودی اگه

این طوری بود الان پیشم بودی امروز کنارم بودی نمیدونم شاید تو راست میگی من بدم من نا مهربونم

من دوست داشتنمو ثابت نکردم نمیدونمممم فقط بدوننننننننننننننن هنوزم دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

دارمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

 

  |  نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385 ، ساعت 21:8  توسط دختر عاشق   |   


خدا جونمممممممممممممممممممممممممم
سلام حوصله احوال پرسی ندارم ولی امیدوارم خوب باشین

امشب خیلی حالم بده خیلی یعنی از دیشب حالم بده ۲۳ ساعته از کسی که دوسش داشتم و دارم

جدا شدم برا همیشه کاش می فهمید چه قدر دوسش دارم کاش اصلا دوسش نداشتم کاش برام مهم

نبود این جوری الانم کنارم بود نمیدونم شاید اون جوری بهتر ولی من کسی نیستم که دیگران

بازیچه ذستم کنم اونم عشقمو عشقی که برای همیشه تو دلمه خداجونمممممممممممممممممممممممم

کمکش کن فراموشم کنه یه کاری کن بدونه برا خودش گفتم یه کاری کن بفهمه دوسش داشتم خدا

جونم به خداییت قسمت میدم همیشه کمکش کنی تنهاش نزاری خدا جونم چرا اینجوری شد چرا ا

ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟ کجای کارم اشتباه بود؟ کجاش کم گذاشتم؟ چرا ازم

زده شد؟ 

نمیدونم چزا اینا رو این جا مینویسنم شاید برا اینه اگر یه روزی اومد اینجا حرفامو بدونه حرفایی

که یه عاشق برا عشقش زده شایدم نیاد هیچ وقت  اصلا من کاملا قاط زدم نمیدونم چی دارم میگم

؟ولی تنها جایی که میتونستم حرف بزنم تو وبلاگمه  حرفایی که شاید هیچ وقت

شنیده نشه دیگه نمیتونم چیزی بنویسم بای   

 

  |  نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385 ، ساعت 20:44  توسط دختر عاشق   |   


رفتی ولی قلب من هنوز برات میتپد

تو رفتی اشیمون خراب شد

                                      من نتونستم بسازم زندگیم نقش بر اب شد

 

وقتی رفتی روزگار تیره تار شد

 

                                         تنها همدمم عکسای خیس رو دیوار شد

 

وقتی رفتی همه گفتن دیگه بر نمیگردی

 

                                        تنها همصحبت سکوت سرد انتظار شد

 

وقتی رفتی قاصدک برام خبر اورد

 

                                         تو دستای قفس یه جا اسیری

 

از غم دور بودن من داری جون میدی میمیری

 

                                        اگه قاصدک دروغ نگفته باشه من میام اونجا اسیر شم

 

اگه حتی تو اسارت تو پیر شم

                                   

                                     اما هی کلاغ سیاه میگه دروغه دروغ قاصدکا حرفای خوبه

 

اون میگه تو رفتی چون دوستم نداشتی   

 

                                       چون قلبت یه جا دیگه جا گذاشتی

 

 

اون میگه دیگه بر نمیگردی

 

                                     اون میگه با خیلیا این کارو کردی   

 

  |  نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر 1385 ، ساعت 16:52  توسط دختر عاشق   |   


تولد تولد تولدت مبارک

سلام به تمام کسايي به وبلاگ گلناز جان سر ميزنند!

من هادي هستم دوست پسر (يا بهتر بگم عشق گلناز)

امروز يه روز باشکوهه ! امروز تولد گلنازه. گلناز، خودش از من خواست که امروز من به جاش آپ بکنم. نميدونم منظورش از اين کار چي بود؟! ولي به هرحال من مامورم و معذور (هرچند که خودم از خدام بود) البته از جونم هم سير نشدم که از دستوراتش سرپيچي کنم ( شوخي کردم )

قبل از هرچيزي يه شعر زيبا که ميخواستم بذارمش تو وبلاگ خودم رو همينجا مينويسم. از استاد سياوش قميشي:

 

براي روز ميلاد تن خود ، من آشفته رو تنها نذاري

براي ديدن باغ نگاهت ، ميون پيکر شبها نذاري

همه تنهاييا با من رفيقن ، منو در حسرت عشقت نذاري

براي روز ميلاد تن خود ، منو دور از دل و ديدن نذاري

 

دلم دلتنگه و مهرتو ميخواد ، دلم رو در پي غمها نذاري

ميام تنها توي قلبت ميشينم ، من و قلبت رو جايي جا نذاري

عزيزم جشن ميلادت مبارک ، منو اون سوي جشن دل نذاري

عزيزم جشن ميلادت مبارک ، منو اون سوي جشن دل نذاري

 

 

(عزيزم اميدوارم خوشت اومده باشه)

از همين جا هم تولد گلنازو بهش تبريک ميگم ايشالله که ۲۰۱۸۷۷۱۰۱۰۱۵۴ سال زنده باشه

خب شمام چرا وايساديد بر و بر منو نگاه مي کنين. زود باشين تبريک بگين ديگه

من ديگه بيشتر از اين مزاحمتون نميشم. باز هم از حضور سبزتون ممنونم.

نظر يادتون نره. موفق باشيد. ياعلي مدد

 

  |  نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385 ، ساعت 7:58  توسط دختر عاشق   |